تبليغاتX
عشقولانه های ما دو تا

عشقولانه های ما دو تا

گاهی باخودمی اندیشم که نکند حتی ذره ای ازوجودم یاسلولی ازقلبم یایک نفس ازعمرم بدون عشق توبگذردومن شرمنده عشق شوم وحتی نگران می شوم وچشمانم برآن لحظه ی هولناک می گرید.

می دانی محبوب من؟دلم می خواهدکه درعشق توچنان باشم که داستان های عاشقانه شرمنده باشندوبلندای عشق تودرجانم براوج آسمان نیزفخرفروشدومی خواهم که اگرهرزندگی بایدبه رنگی باشد،رنگ من،عشق توباشدواگر جانی رابایدعطری باشد،جان من فقط بوی محبت تورادهد.

زیرباران راه می روم آن چنان که رسم مردمان روزگاراست طراوت عشق تورابه باران مانندمی کنم ولی زودازگفتارخودشرمم می آیدوباخودمی گویم کدام باران می تواندنماینده طراوت وشادابی عشق به توباشد؟اگر قیاسی شایدوباید،باران رابایست باعشق سنجید.درشبی صاف،ستاره های آسمان رامی نگرم ودل به خیال عشق می سپارم،رویاهای کودکانه ام مرابه دنبال یافتن آن ستاره پرنوری که تورامی ماند،ترغیب می کنئاماعشق مواج وخروشان کجاوسوسوی ستاره ای درآسمان هرچقدرهم که زبیاباشدکجا؟

من رابرای عشق تووماندگاری برآن درهرلحظه وزمانی،هزارهزاردلیل است وازآن میان یکی آن است که جان وروح ودلم تشنه ی عشق توست واین آتش درونی راجزآب گورای عشق تودرمانی نیست.

ناابددرجان شیفته ومشتاق من خواهی ماندوترانه های جان من همگی نغمه های عشق توست.

                         ماه من تومراداری ومن هرشب وروزآرزویم خوشبختی توست.

 

+نوشته شده در شنبه سوم مرداد 1388ساعت15:44توسط سیندرلا و آلوچه | |

+نوشته شده در جمعه نوزدهم تیر 1388ساعت15:30توسط سیندرلا و آلوچه | |

آنگاه که خورشيد مهرت بر غروب قلبم طلوع کرد .

 

آنگاه که سپيده دم زلال چشم هايت

 

بر شب تاريک و ظلماني افکارم پديدار شد .

 

سراسر سرزمين وجودم را نور روشناييت فرا گرفت

و

آنگاه که نام تو را بر لبهايم حک کردم

 جز نام مقدست

نام ديگري بر لب نراندم .

 

اي خورشيد آسمانم را روشنايي

 

و اي ماه شبم را مهتاب و اي ستارگان را نور دهنده

                            

       تا بي نهايت وجود دوستت خواهم داشت .

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

آلوچه جونم خیلی دوست دارم بالاخره منم آپ کردم!!!!!!

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت15:20توسط سیندرلا و آلوچه | |

نمیدونم گلم چرا این وبلاگو آپ نمیکنه همش واسه من میذاره!!!!

 

+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت21:14توسط سیندرلا و آلوچه | |

به خدا دوستت دارم

 

+نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت20:17توسط سیندرلا و آلوچه | |

خدایا کمکم کن تا عاشقانه ترین نگاه ها را در چشمانش بریزم .

خدایا کمکم کن تا در بعد عشق او بهترین و شیرین ترین باشم.

به من کمک کن تا سرود عشق را به هنگام طلوع افتاب هر بام بر لبانش جاری سازم...

و راز عشق را در گوشش سر دهم..!! خدای من او را نگه دار که من تنها و تنها

به خاطر عشق او

زنده ام ........

 

+نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت0:20توسط سیندرلا و آلوچه | |

ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم دوستت دارم ....
ای امید و آرزوی من ، دنیای من دوستت دارم....
ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار دوستت دارم....
ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام دوستت دارم....
ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم دوستت دارم....
ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام دوستت دارم....
ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام دوستت دارم....
دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این دوست داشتنی .....
عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تو لیلی این دل دیوانه ای....
به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ، نثارت میکنم ......
دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....
اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ، از تمام وجودم می گویم!
باور کنی ، باور نکنی یک کلام! دوستت دارم.........

                                                            
                          
به خدا خیلی دوستت دارم

كارت پستال - آتش عشق

+نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت14:19توسط سیندرلا و آلوچه | |

"سوگند را ساختيم تا سوگند ياد کنيم که عاشق بمانيم ....

 با سوگند شروع مي کنيم ، با اميد ادامه مي دهيم

و

آرزو داريم با وصال ختم شود ....

 سوگند مي خوريم...

 به زيبايي عشق پاک که دل از هم نگيريم  که لحظه اي از ياد يکديگر غافل نشويم ، که براي هم

باشيم و به ياد هم ، که دوست داشتن را از ياد نبرده و با آمدن هر سپيده و

شروع هر روز به ياد يکديگر چشم به جهان بگشاييم ....

 

 و در آخر سوگند به عشق که در غم و

 شادي با هم باشيم و شريک هم ..........."

 

+نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت4:34توسط سیندرلا و آلوچه | |